تبليغاتX
جسم خاک از عشق بر افلاک شد
حرفهای من
این پست میتونست در باره ی کلمات باشه.بازیگرایی که خیلی دوستشون دارم واز عهده ی ایفای هر نقشی بر می آن والبته گاه این اونا هستن که منو به بازی میگیرن.

ویا درباره ی این روزها.دهه ی...انقلابی که به قول عده ای به سرقت رفت.کسایی که بودن ولی حذف شدن وبازی قدرت..........!

از هیجانات انقلاب خیلی خوشم میاد و دوست دارم از نزدیک تجربه کنم.گرچه انقلاب برای ما حاصلی نداشت جز چندین دهه عقب موندن وباز به عقب برگشتن!

ولی نه!از این مسائل نمینویسم ومطمئنم تو سایتهای مختلف خیلیا بهترشو نوشتن.

پس برای تو مینویسم فردین عزیز

ازمن خواستی در مورد تو بنویسم.باشه مینویسم برای تو وامثال تو ومیدونم که بعد از خوندن،ازم دلخور میشی وشاید منزجر یا.....!

همه چیز مثل یه بازیه.من حوصله ام از بیکاری سر میره.می آم روم!هر کی به کار خویش.منتظر میشم بیان سراغم.

اکثرا پیشنهادهای بیشرمانه ای مطرح میشه از طرف کسایی که نمیدونن چه جوری خودشونو ارضا کنن.

بالاخره چند تا آدم حسابی پیدا میشه!با پرس و جو در مورد مشخصات هم شروع میشه.دوست ندارم خالی ببندم.هرچی میپرسن راستشو میگم.تا میفهمن دختری جذب میشن.حرفای روزمره وشاید چرت وپرت.اونقدر همدیگه رو قابل میدونیم که اد کنیم،برای بعدها که باز حوصله مون سر میره.دو سه بار دیگه که چت میکنی آشناتری وحتی میخوای وقتی نیس براش پیغام بذاری!موضوعات زیادی پیش میاد واسه بحث.تا اینجا خوبه.بعد طرف شروع میکنه به تعریف از کمالات وشاید جمال ندیدت وبعد کم کم ابراز علاقه!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

اینجاس که من کوپ میکنم!نمیفهمم.بس که نفهمم نمیتونم درک کنم که چطور میشه با چندبار چت کردن کسی رو دوست داشت ویا عاشقش شد.با خودم میگم یعنی دور وبرش کسی نبوده که متوسل شده به این دنیای مجازی؟میخواد بازی کنه؟اما من حالشو ندارم.از اینکه کسی خرم کنه حرصم میگیره ودوست دارم طرفو خفه کنم.

عزیز من،من دوست ندارم خر بشم وبا کیلومترها فاصله عاشق یه توهم!(البته فاصله چندان مهم نیس)

رو من حساب نکنید!من تو این بازیها حریف خوبی نیستم وخیلی زود زدحال میزنم!

واما اونایی که بعد خوندن وبلاگ میآن سراغم!شما دیگه چرا؟؟؟؟؟شما که میدونین من چه تحفه ی ناسازگاری(!)هستم.

بذارین مثل چندتا آدم مثلا متشخص وفهیم یه رابطه ی معمولی مثل دو تا دوست داشته باشیم،نه بیشتر.

همین!!!!!!!!!!!

توضیح:فردین عزیز تنها مخاطبم شما نبودین برا همین همه حرفامو به خودتون نگیرین!

-برخی از دوستان لطفا دچار سو تفاهم نشن.منم دچار سو تفاهم نشدم.میفهمین که؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 22:50  توسط من  | 

گاهی یه چیزایی بیشتر از همیشه داره!

گاهی رو میشه تحمل کرد اما همیشه رو نه!

همیشه،همیشه ته اش ملاله.همیشه،هم میشه "گاهی "بشه.اینطوری روزنه ای پیدا میشه تا خفقان منجر به انفجار نشه!

میفهمی منظورم چیه؟مهم نیست همونی رو بفهمی که من میخواستم بگم .مهم اینه که خودت داری به فرق همیشه وگاهی فکر میکنی.شاید تو بهتر از من فهمیده باشی.

                                         حرف وگفت وصوت را بر هم زنم

                                         تا که بی این هرسه با تو دم زنم 

   

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 15:9  توسط من  |