|
حرفهای من
|
خسته شدم از اینهمه خفقان از این همه دروغ تزویر نقاب نقاب نقاب
حتی تو رو گم کردم!اصلا نمیدونم هستی یا فقط یه توهمی!
تو منو خلق کردی یا من تورو!
دونستن وندونستن !خیلی سخته!نادان بودن خیلی بهتر از کم دونستنه.
اگر هستی کمکم کن.باور بودنت تسکینه!
تا صبح قیامت هم بیدار نخواهم شد![]()
روزهایی که چشمان گناهکار به دنبال تواند شاید با یافتن نقصی جرم خود سبک کنند!
سخت سخت سخت.حتی این لغت هم نمیتونه عمق چنین فاجعه ای رو نشون بده!!!
دیشب رئال برد.خوشحال شدم چون میدونستم توهم خوشحالی.منکه به فوتبال علاقه ای ندارم.
تو میپرسی ومن مثل همیشه جوابی ندارم.نه که ندارم نه!نمیتونم جوابی بدم!
ای کاش زودتر تموم بشه!ای کاش!
من وتو دور از هم می پوسیم
غمم از وحشت پوسیدن نیست
غمم از زیستن بی تو در این لحظه ی پر دلهره است
دیگر ازمن تا خاک شدن راهی نیست
از اینجا پر خواهم زد خواهم مرد
غم تو این غم بهترین را با خود خواهم برد
هنوز نمیدونم به مرز دوست داشتن رسیدم یا فقط عاشقم!
منتظرم وچقدر تند کند میگذره!
میگن وقت طلاست.راست میگن.همونطور که طلا برام بی ارزشه وقت هم...
شدم قاتل لحظه ها!ایکاش کسی پیدا میشدو این لحظه هارو ازم میگرفت.
ای خدا چرا همه فقط ادعاشون زیاده.کی باید این ادعاهارو عملی کنه؟آخه چرا اینقدر راحت حرفی رو میزنن که عملی نیست؟
به خودم افتخار میکنم که تا حالا حرفی نزدم که نتونم پاش وایسم/خدایا کمکم کن بعداز این هم چنین باشم!
امروزم میگذره...میدونم.مثل دیروز که گذشت.
ایکاش میتونستم...........................................